تعریف نهاد گرایی ( قدیم و جدید )

 1 - وﺑﻠﻦ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ، ﻧﻬﺎدﻫﺎ آن دﺳﺘﻪ از ﻋﺎدات ﺗﺜﺒﻴﺖ شده  ﻓﻜﺮي ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ در ﺑﻴﻦ ﻋﻤﻮم انسان ها  ,ﻣﺸﺘﺮك ﻫﺴﺘﻨﺪ او ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺎ ﺑﻴﺎﻧﻲ مشابه   ﻣﻄﺮح می کند که " نهادها ﻣﺤﺼﻮل عادات هستند . "   

وﺑﻠﻦ  در ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮ از آﺛﺎر ﺧﻮد و در راﺳـﺘﺎي ﺗﺄﻛﻴـﺪ ﺑـﺮ ﻣﻔﻬـﻮم ﻋـﺎدت، ﭘﻴﺸـﺮﻓﺖ در ﻧﻬﺎدﻫـﺎ و ﺧﺼﻠﺖ های ﻣﻨﺎﺳﺐ اﻧﺴﺎﻧﻲ را ﭘﻴﺎﻣﺪ اﻧﺘﺨﺎب ﻃﺒﻴﻌﻲ مناسب ترین  عادات و اﻧﺪﻳﺸﻪ ها و ﻧﻴﺰ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻄـﺎﺑﻖ اﺟﺒﺎري ﺑﺎ ﻣﺤﻴﻂ در ﺣﺎل ﺗﺤﻮل در ﻧﻈﺮ ﻣﻲ گیرد.

2- والتون همیلتون  به تبعیت از ویلن نهاد را چنینتعریف می کند :  " شیوه رایج و مستمر کنش وتفکر , شیوه ای که در عادات یک گروه یا سنن یا یک ملت تثبیت شده است ."

3 - در نهادگرایی قدیم " عادت"  نقشی محوری  در تعریف نهاد بازی می کند . عادت  در شکل دهی  و تداوم  نهادها یک عنصر بسیارمهم تلقی می شود و تاکید خاصی بر ان وجود دارد . در نهاد گرایی قدیم فرض بر این است که سلایق وخواسته های افراد ( و به طور اساسی خود انسان ) تا حد زیادی تحت تاثیر شرایط نهادی و عادات اجتماعی قرار دارند .

اقتصاد نهاد گرایی - نهادگران بزرگ -


● نهادگرایان بزرگ
الکساندر هامیلتون(۱۸۰۴-۱۷۵۵) و ریچارد الی (۱۹۴۳-۱۸۵۴) را شاید بتوان نخستین اقتصاددان های نهادگرا نامید،اما مشهورترین نهادگرایان اولیه تورستین وبلن (۱۹۲۵-۱۸۶۲)،جان راجر کامونز(۱۹۴۵-۱۸۶۲) و وسلی کلر میچل(۱۹۴۸-۱۸۷۶)هستند.در عین حال می توان جان موریس کلا رک(۱۹۶۳-۱۸۸۴)را نیزاقتصاددان نهادگرا نامید.
جیمز بوکانان را نیز که به بنیان گذار «مکتب اقتصادی سیاست» مشهوراست می توان یکی از نهادگرایان جدید با گرایش انتخاب عقلا نی برشمرد.اوتلا ش کرده است که نهادهای سیاسی رابا تئوری های اقتصادی، تحلیل نماید.بوکانان درسال۱۹۸۶وبه دلیل تدوین مبانی قرار داد وقانون اساسی نسبت به نظریه اتخاذ تصمیم اقتصادی و سیاسی، به دریافت جایزه نوبل نایل آمد. همچنین ازدیگرنهاد گرایان با گرایش انتخاب عقلا نی می توان از رونالد کاوز نام برد، که خود مکتب جدید اقتصاد وحقوق را پایه نهاده است.
او نیز به تحلیل اقتصادی نهادهای حقوقی مبادرت نموده و به همین خاطر و همچنین به خاطراکتشاف و شفاف سازی اهمیت هزینه مبادله وحقوق مالکیت و کارکرداقتصاد دراین رابطه، جایزه نوبل سال۱۹۹۱ اقتصاد را به خود اختصاص داده است.در راستای تکامل کارهای کاوز، مناسب است که ازآلچیان،دمسز و ویلیامسون نیزدراین ارتباط نام برده شود.البته رویکرد های نهادگرایانه آلچیان ودمسز بیشترازویلیامسون به تقویت پایه های نئوکلا سیک پرداخته اند و ویلیامسون توجه بیشتری به تأثیر نهادهاداشته است. داگلا س نورث که یکی ازاین نهادگرایان است به خاطر کشاندن تئوری اقتصادی به درون تاریخ، از راه کاربرد نظریه و روش های کمی برای توضیح تحولا ت نهادی، موفق به اخذ جایزه نوبل در سال ۱۹۹۳ شد.
● اندیشه های نهادگرایان بزرگ
تورستین وبلن:
به نظروبلن،سرتاسرتمدن بشری یک نهاداجتماعی است ورفتارانسان ها سرانجام در چارچوب نهادها گسترش می یابد.اومعتقد است که تکامل بنیادی اجتماعی، فرآیند بقای مطلوب نهادهاست. پیشرفت را می توان به بقای مناسب ترین عادت های تفکر وانطباق اجباری افرادبا شرایط متغیراقتصادی- اجتماعی تعبیرکرد. در واقع، مؤسسه ها ونهادها باید با اوضاع متغیرجامعه تغییر کنند و توسعه و پیشرفت این گونه مؤسسه ها و نهادهاست که پیشرفت و توسعه جامعه را نشان می دهد.
او معتقد است مؤسسه ها و نهادهای موجود تا حدودی نادرست هستند،زیرا از نظرجریان تکامل با سرعت کافی به زمان تغییر نمی یابند.وبلن معتقد است برای اصلاح نظام موجود یکی ازانقلاب های زیربه وقوع می پیوندد و نظام اقتصادی را از بیخ و بن تغییر می دهد:
۱) انقلاب مالکیت (جدایی کامل مالکیت از مدیریت):
با تحمیل عقاید مدیران، صنایع بزرگ به صورت شرکت سهامی با موفقیت به کارخود ادامه خواهند داد. با این وضع، مالکیت به طور کامل از مدیریت جدا می شود.
۲) انقلاب فاشیستی دست راستی به وسیله مؤسسه های تجاری:
در این وضع، بازرگانان و فروشندگان عقاید خود را به صنایع مختلف تحمیل کرده و آنها را مجبور می کنند که به پیشنهادهای آنها برای تولید بهتر و بازده بیشتر توجه نمایند.
۳) انقلاب مهندسان:
مهندسان، انقلاب اجتماعی لازم را انجام می دهند و صنعت را در راه تولید کارهای مفید برای توده مردم هدایت می کنند.این افراد با مالکیت خصوصی،کارشکنی های مختلف، اعتبار و درآمدهای بادآورده مخالفت خواهند کرد. ازنظر وبلن، مهندسان بهترین نمایندگان توده مردم بوده که برخلاف مالکان وکارگران تحت تأثیر انگیزه منافع شخصی خود نیستند و بنابراین می توانند مسائل جامعه را علاج نمایند. جان راجر کامونز:
کامونزتوجه زیادی به ترکیب علوم اجتماعی نظیرجامعه شناسی،روانشناسی،علوم سیاسی و تاریخ باعلم اقتصادداشته است.وی درزمره آن دسته ازطرفداران اصلاحات اجتماعی قرار دارد که برای دخالت دولت درجریان تعدیل منافع متضاد گروه های مختلف نقش مؤثر قائل است.
کامونز معتقداست که هرمکتب اقتصادی محصول تضاد منافع اقتصادی بوده وخود به از میان بردن تضادی پرداخته که ازآن ناشی شده است.به نظر کامونز،تضاد اقتصادی که منجر به تضادهای سیاسی و نظامی می شود بر مبنای کمیابی شکل می گیرد، چرا که طبقات اجتماعی از رفتار موجود میان افراد برای بدست آوردن و نگهداری سهمی از مالکیت کوشش می کند.
به نظرکامونز،اعمال افراد از نظر رفتار فردی یا تصمیم برای خرید کالا، تصمیماتی است که نسبت به شرایط زمان و مکان گرفته می شود. بنابراین، به خاطر ماهیت تغییر اعمال فردی است که توجه اقتصاددانان ازمطالعه اقتصاد کلاسیک سلب و به مطالعه اقتصاد نهادی جلب شده است. به عبارت دیگر، اقتصاددانان کلاسیک،نظریه های خود را بر اساس رابطه میان بشرو طبیعت طرح کردند و بنابراین کوچکترین واحد مورد توجه آنان «کالا» است که به وسیله نیروی کار تولید می شودولی اقتصاددانان نهادی رابطه بین بشر و بشر را مورد مطالعه قرار می دهند. سپس کوچکترین واحد مورد توجه این اقتصاددانان را «تصمیم یا فعالیت فردی» تشکیل می دهد.
کامونز، ضمن تشخیص سه نوع معامله یا تصمیم ،معتقد است که هر معامله متضمن تأمین خواسته ها بوده و منجر به انتقال کالا و تعیین قیمت می شود.انواع سه گانه معاملات و یا تصمیمات بدین شرح است:
۱) تصمیمات مربوط به خرید وفروش( چانه زنی) که مالکیت را انتقال می دهد.
۲) تصمیمات مربوط به جیره بندی که مالکیت را انتقال می دهد.
۳) تصمیمات مربوط به مدیریت که مالکیت را اداره می کند.
او معتقد است که این سه نوع معامله درهرجامعه انجام می شود.اما ترکیب این معاملات در زمان ها و مکان های مختلف تغییرمی یابد.
کامونز، میان ارزش از دو دیدگاه جامعه و فرد تفاوت قائل می شود. به نظراو، مفهوم اجتماعی ثروت بستگی به میزان فراوانی و ارزش استفاده دارد، در حالی که مفهوم فردی دارایی بستگی به ارزش کمیابی داشته و به وسیله قیمت ها اندازه گیری می شود. سرمایه داری به فرآیند ایجاد ارزش استفاده و محدود کردن آن به صورتی که منجر به ارزش کمیابی گردد، کمک می کند.
جان کنت گالبرایت:
گالبرایت در سال ،۱۹۵۲ با نوشتن کتاب سرمایه داری آمریکا،عقاید اقتصاددانان کلاسیک را مورد انتقاد قرارداد و در سال۱۹۵۸ در کتاب جامعه متنعم متذکر شد که اقتصاددانان معاصرهرچه ازآنها به صورت تفکر پذیرفته شده رایج به ارث برده اند در عالم واقع کاربردی ندارد.
اوبه طور کلی معتقد بود که نقش دولت باید دراقتصاد آمریکا وسیع تر شود ووظایف دولت گسترش یابد. اهم پیشنهادهای گالبرایت بدین شرح است:
۱) دولت باید نقش اساسی در بخش هایی ازاقتصاد که درآن احتیاجات جامعه به طور کافی ارضا نشده است. مانند: مسکن، حمل ونقل و بهداشت به عهده بگیرد و اقدام های لازم را به عمل آورد.
۲) دولت باید از بنگاه های کوچک که در بازارهای کوچک نمی توانند در برابر شرکت های بزرگ رقابت کنند،حمایت نمایند.
۳) دولت باید برای همه مردم درآمد سالانه تضمین شده در نظر بگیرد.
۴) نقش دولت باید دراموربرنامه ریزی و وارسی وبازبینی شرکت های بزرگ از نظر قیمت گذاری و تعیین دستمزد گسترش یابد.
۵)دولت باید مناقصه های بزرگی را که در بخش نظامی و دفاعی جامعه صورت می گیرد ملی اعلام کند و خود به عهده بگیرد.
از پیشنهادهای گالبرایت چنین برمی آید که جامعه مطلوب گالبرایت، جامعه ای است که درآن صنایعی که باکارایی لازم نمی توانند به فعالیت ادامه بدهند بایدبه وسیله دولت تحت حمایت قرار گیرند.
داگلاس نورث:
بدون شک یکی از مهم ترین نمایندگان نهادگرایی، داگلاس نورث است او می گوید: نهادها قید وبندهایی هستند که شرایط فعالیت اقتصادی در جامعه را تعیین می کنند.
بی شک، نقطه آغازین در بررسی تاریخچه اقتصاد نهادی نورث، اثر ظهور جهان غرب است. اودراین کتاب تلاش می کند تا نهادها را در ساختار اقتصاد نئوکلاسیکی، وارد کند.الگوی تلویحی ای که دراین کتاب بیان شده براین ایده استوار است که نهادها ازتصمیم های بهینه انسان ها سرچشمه می گیرند و در نتیجه، به تغییراتی که در مجموعه قیمت های نسبی رخ می دهد – و افراد با آن روبرو می شوند- واکنش نشان می دهند.
ازاین رو، درشرایط آغازین قرون وسطی، نظام تیول داری، نظام نهادی کارایی بود.اما در نهایت با رشد جمعیت و گسترش مبادلات، نظام تیول داری نیازمندکاهش هزینه های مبادلاتی، برای ایجاد نظامی از قراردادهای دستمزد، اجاره بها و بهره شد. نورث و توماس، شکست ناحیه هایی ازاروپا را در گسترش نهادهای کارا، با استفاده از عامل نیازهای کوتاه مدت حاکمان تبیین و تفسیرمی کنند. همانگونه که نورث بیان کرده است، چارچوب کلی کتاب، تبیین نقش کارایی است: تغییرات در قیمت های نسبی،انگیزه ها را برای ایجاد نهادهایی کاراتر برمی انگیزد.
مشکل دیگری نیز وجود دارد.به نظر می رسد ایده نهادها- که در آن نهادها به قیمت های نسبی واکنش نشان می دهند – هر گونه تأثیر حقیقی نهادهای پیشین را درسرعت و جهت تغییرات نادیده می انگارد. با این وجود، دربرخی موارد نورث و توماس در تبیین اینکه چرا برخی از نهادها به چالش کشیده نشده اند و یا آنکه چرا تغییرات در این سبک وسیاق انجام پذیرفته است،اشاراتی به اثرمحافظه کاری داشته اند.ممکن است تعصبات دربرابرتغییرات مقاومت نشان دهد و یا آنکه تغییرات نهادی سریع و یا حساس، مشروعیت نهادها را کاهش داده، هزینه های اعمال حق مشروعیت را افزایش دهد.اما مشکل درآنجاست که اشاره به اصل محافظه کاری موردی است ودرتضاد با الگوی تلویحی تغییرات نهادی قرار دارد.
نورث در کارهای بعدی خود از توجه به کارآیی نهادها دست کشید و با اشاره به اهمیت ایدئولوژی در تاریخ نهادی، به جرح و تعدیل فرض عقلانیت – که در اقتصاد متعارف نئوکلاسیکی مطرح است – پرداخت.این تغییر نگرش، درآثاری چون ساختار وعملکرد؛ وظیفه تاریخ اقتصادی و ساختار و دگرگونی در تاریخ اقتصادی مشهود است. در این آثار نورث بر توسعه حقوق مالکیت تأکید می ورزد.
او این حقوق را در قالب منافع اقتصادی حاکمان تبیین می کند. الزام حاکمان در توجه به گروه های قدرتمند ذی نفع و وجود هزینه های مبادلاتی، به حقوق مالکیت ناکارآمد منجر می شود. با استفاده از این ایده است که نورث به بیان علل وجود دامنه وسیعی از حقوق ناکارآمد مالکیت می پردازد که به رشد اقتصادی نمی انجامد. او این سؤال را مطرح می کند که در حالی که حقوق مالکیت ناکارآمد نسبی، بقای یک کشور را درمقابل همسایگان کارآمدتر خود تهدید می کند،چه چیزی ممکن است حاکم اقتصادی بی رونق را به رقابت با همسایگان موفق تر خود وادارد؟ اما او آخرین پاسخ را به این سؤال نمی دهد.
با این وجود، نورث نظریه نئوکلاسیکی دولت را با توجه پیوسته خود به نقش وجایگاه ایدئولوژی درخلال تغییرات نهادی،موردجرح وتعدیل قرار می دهد. درنگاه نورث، ایدئولوژی عاملی است که دردامنه انتخاب های قابل قبول انسان ها جای می گیرد؛ ازاهداف انسان ها درزندگی به شمارمی آید؛درایجاد تفکر بی طرفی و مشروعیت نهادها نقش بسزایی دارد؛ قادر است بدون هزینه بر مشکلات فائق آید؛ منجر به شکل گیری گروه هایی می شود که قادر به اعمال فشارهای سیاسی اند و در نهایت عاملی است که بر تصمیمات سیاستمداران و قضات، تأثیرات بنیادینی می گذارد.
حقیقت آن است که نظریه پویای تغییرات نهادی، با محدودیت نئوکلاسیکی فعالیت ارادی عقلانی وفردگرایانه مقید شده است. این محدودیت به هیچ عنوان به ما اجازه تبیین تغییرات عرفی نهادها را از کشمکش های لجوجانه یهودیان از رفع تبعیض گرفته تا تصویب قانون تأمین اجتماعی نمی دهد.بنابراین مسأله موردعلاقه نورث درباب ایدئولوژی، آن گونه که باید، باچارچوب نظری تلفیق و یکپارچه نشده است.
دیگرعقاید تحول یافته نورث را می توان در اثرنهادها، تغییرات نهادی وعملکرد اقتصادی و دیگر مقالات جدید نورث یافت. در این اثر بر نهادهای غیررسمی، حقوق مالکیت و نقش سازمان ها، تأکید بسیار بیشتری شده وعامل ایدئولوژی نیزمورد توجه بیشتری قرار گرفته است.تحلیل بدین گونه است که در موضوع های تاریخی، نهادهای موجود ودیدگاه های مکتبی و مسلکی، بر سرعت و جهت تغییرات تأثیر می گذارند. عنصر اصلی در بحث آن است که نهادهای موجود (چه رسمی و چه غیر رسمی)، ساختاری انگیزشی را به وجود می آورند که موجب توسعه وگسترش سازمان های اقتصادی، سیاسی واجتماعی می شود.
این سازمان ها، ساختارهایی انگیزشی را منعکس می کنند که ممکن است قاچاق و یا بالعکس، فعالیتی مفید را مورد تحبیب و تقدیر قرار دهند. تغییرات نهادی در نتیجه انتخاب های افراد و کار آفرینان سازمان ها به وجود می آید. بسیاری از این انتخاب ها، اموری روزمره و روتین هستند. اما گاهی از اوقات، چنین انتخاب هایی بر سر جانشینی و جایگزینی خود با روابط رسمی وقوانین،به نزاع بر می خیزند؛ بویژه اگر از برخی از این تغییرات نهادی این گونه برداشت شود که دارای سود و منفعتی هستند.
نتایجی که از رفتارهای گوناگون برداشت می شود، ممکن است به دلیل شوک هایی که از خارج بر نهاد تحمیل شده است و یا دانش ها وآموزه هایی که در درون نهاد به وجود آمده اند، تغییر یابد. با این وجود، ایجاد دانشی جدید، از تمایلات موجود و نیز از مدل های ذهنی و الگوهای عقیدتی تصمیم گیرنده تأثیر می پذیرد.
بنابراین درک و فهمیدن تغییرات نهادی در گرو آن است که بفهمیم چگونه عقاید، ایدئولوژی ها، اسطوره ها، تعصب ها و پیش داوری ها در گذر زمان تحول می یابند. پس دانش یک فرآیند رشد یابنده است که از فیلتر فرهنگ جامعه می گذرد و این فرهنگ است که نتایج برداشت های افراد را مشخص می کند.همچنین تأثیر فرهنگ بردانش کنونی افراد است که آنها را برادامه مسیر فعلی خود راسخ و پابرجا می گرداند.امروزه برخی از جوامع ممکن است درگیر نهادهایی ناکارآمد باشند؛درحالی که توسعه اقتصادی اروپای غربی از قرن دهم تا قرن هجدهم،داستانی است ازتکامل تدریجی الگوهای عقیدتی درمحیطی رقابت آمیز میان بخش های سیاسی و یا اقتصادی تجزیه شده و متلاشی گشته است.
رونالدکوز:
رونالدکوز هم اقتصاددانی نهادگرا محسوب می شود که بیشتر بر مباحث حقوقی تأکیددارد. او بحث بنگاه و کارکرد اقتصادی آن درجامعه را مطرح کرد. بحث هزینه های معاملاتی را بیان کرد و اظهار داشت درجامعه ای که هزینه های معاملاتی بالا است رشد اقتصادی کم است و تعریفی ازهزینه های معاملاتی داردکه برای کشورهای درحال توسعه و جهان سوم بسیار مهم است.
او می گوید بر خلاف آنچه که اغلب اقتصاددان ها تصور می کنند هزینه های یک بنگاه هزینه های تولید نیست، بلکه هزینه انجام است. هزینه های انجام معاملات، انواع و اقسامی دارد که کوز آنها را توضیح می دهد. مثلاً شما برای انجام یک معامله قرارداد می بندید. هر قدرهزینه تضمین اجرای این قرارداد بیشتر باشد، معامله سخت تر انجام می شود و در نهایت هزینه های بیشتری وارد می کند. کوز تئوری دیگری هم راجع به هزینه های اجتماعی دارد که باز هم به نهادهای حقوقی برمی گردد و می گوید: «اگر نهادهای حقوقی درست ایجاد شوند هزینه های اجتماعی پائین می آید. اما اگراین نهادهای حقوقی مناسب نباشند هزینه های اجتماعی بالا رفته و سطح رفاه اجتماعی پایین می آید».
سید حسین امامی

اقتصاد نهادگرایی

1- نهادگرایی بر روی درک نقش روند تکاملی و نقش نهادها بر شکل‌گیری رفتار اقتصادی تمرکز می‌کند . ویکی پدیا

2 - اقتصاد نهادگرایی (انگلیسی: Institutional economics) نوعی از تجزیه‌وتحلیل اقتصادی است که نقش نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در تعیین وقایع اقتصادی مورد تأکید قرار می‌دهد. این حرکت از اواخر قرن نوزده به‌ویژه در میان اقتصاددانان آمریکایی بروز نمود. ویکی پدیا

3- اقتصاد نهادگرایی جدید (NIE) دیدگاهی اقتصادی است که تلاش می‌کند اقتصاد را با تمرکز بر هنجارهای اجتماعی و قانونی و قوانینی (که نهادها هستند) که پیش زمینهٔ فعالیت‌های اقتصادی است و نیز با تجزیه و تحلیلی فراتر از اقتصاد نهادگرایی پیشین و اقتصاد نئوکلاسیک توسعه دهد. این می‌تواند به عنوان گامی گسترش دهنده برای شامل کردن جنبه‌های از قلم افتاده در اقتصاد نئوکلاسیک دیده شود. همچنین جنبه‌های اقتصاد سیاسی کلاسیک را بازبررسی می‌کند.

4 - نهادها در واقع قواعد و قوانینی هستند که رفتارهای اقتصادی مردم را معین می کنند. یعنی رفتارهای اقتصادی جامعه در چارچوب نهادها معین می شود. بنابراین توسعه اقتصادی منوط به این خواهد بود که نهادهای موجود در کشور برای توسعه اقتصادی مناسب هستند، یاخیر؟! ویکی پدیا
آدام اسمیت می گوید: «اگر در جامعه نهادهای آزاد مشوق تولید وجود داشته باشد، ثروت تولید شده در جامعه بیشتر می شود و جامعه رشد می کند وثروت ملل افزایش می یابد».  مبانی فکری نهاد گرایان

5 - ● مبانی فکری مکتب نهادی
مبانی فکری مکتب نهادی طبق اندیشه های اقتصاددانان پیرو این مکتب برشش اصل مهم و اساسی به شرح زیر متکی است:
۱) اقتصاد باید به عنوان یک سازمان با مجموعه کامل و واحد تشکیلات که تمامی اجزای آن با یکدیگر ارتباط دارد،مورد بررسی قرار گیرد.دراین مورد،مطالعه یک دوره کامل از یک سازمان را نمی توان تنها با بررسی اجزای آن به صورت قسمت های مجزا و جدا از یکدیگر قرار داد.به همین ترتیب، فعالیت های اقتصادی جامعه مجموع تصمیم های فردی برای بدست آوردن بیشترین منافع پولی نیست بلکه فراترازآن بوده وناشی ازفعالیت های جمعی می شود که بزرگتر از مجموع اجزاء جدا از یکدیگر است.
۲) مکتب نهادی نقش مؤسسه ها و نهادها را در زندگی اقتصادی مورد تأکید قرار می دهد. «نهاد» تنها یک مؤسسه برای انجام هدف خاصی نظیر تعلیم، هماهنگی، خدمات اقتصادی، اتحادیه ویا بانکی نیست، بلکه الگویی متشکل از رفتار جمعی یا گروهی است که به عنوان جزء و بخش اساسی یک فرهنگ پذیرفته می شود.
نهاد شامل رسوم،عادت اجتماعی، قوانین، روش های فکری وبه طورکلی روش زندگی است. نهادگراهامعتقدند که زندگی اقتصادی به وسیله نهادهای اقتصادی و نه به وسیله قوانین اقتصادی کلاسیک ها و نئوکلاسیک ها کنترل می شود.بنابراین،درتجزیه و تحلیل اقتصادی،رفتارگروهی است که روش زندگی را تحت تأثیرقرار می دهد و از این رو در مقایسه با فلسفه فردگرایی مطلق کلاسیک ها و نئوکلاسیک ها در نزد نهادگرایان رفتارهای جمعی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
۳) نظریه تکامل داروین درتجزیه وتحلیل اقتصادی بایدمورداستفاده قرارگیرد،زیرا جامعه و نهادهای آن دائماً در حال تغییر است. به جای وجود تعادل همواره حرکت تغییر وجود دارد. این مکتب با نظریه تعادل ایستای اقتصاددانان کلاسیک ونئوکلاسیک که به دنبال کشف حقایق ابدی وازلی اقتصاد بوده وهیچ گونه توجهی به تفاوت های زمانی و مکانی و تغییراتی که دائماً تحقق می یابند،معطوف نمی داشته اند،به مخالفت برمی خیزد.تکامل نهادهای اقتصادی باید زمینه اصلی تحولات اقتصادی را تشکیل دهد. این روش مستلزم دسترسی به اطلاعاتی در زمینه اقتصاد، تاریخ، انسان شناسی، علوم سیاسی، جامعه شناسی، فلسفه، روانشناسی و روانشناسی اجتماعی است.بنابراین مکتب نهادی نظریه کلاسیک ها ونئوکلاسیک ها را،مبنی بر وجود تعادل ساکن و عادی در جامعه اقتصادی،مردود دانسته وبه جای آن بر اصل سلسله علل یا تغییرات تراکمی که در جامعه اقتصادی،مردود دانسته وبه جای آن بر اصل سلسله علل یا تغییرات تراکمی که در جریان رسیدن به هدف های اجتماعی واقتصادی ممکن است منجر به نتایج مثبت یا منفی گردد، تکیه می کند.به عبارت دیگر،تعدیل کمتر و یا بیشتر از مقدار لازم برای رسیدن به تعادل در زندگی اقتصادی انحراف از تعادل به شمار نمی آید، بلکه این نوع انحراف خود عادی است.
۴) بیشترمکاتب اقتصادی درنظام سرمایه داری برپایه فرضیه های مورداستفاده در نظریه های خود وجود هماهنگی درمنافع افرادجامعه را استنتاج می کنند، درحالی که مکتب نهادی معتقد به وجود تضاد منافع است و انسان را موجودی اجتماعی و تعاونی می داند که برای حفظ منافع متقابل و مشترک خود با دیگران اقدام به تشکیلات گروهی می کند.با این وجود، میان منافع گروه های مختلف جامعه نظیر بنگاه های بزرگ در مقابل بنگاه های کوچک، مصرف کننده درمقابل تولیدکننده ،کشاورز در مقابل شهرنشین و کارفرما درمقابل کارگر تضادهایی به وجود می آید.در این صورت،دولت باید تضادهای مربوط به رفاه عمومی و تضادهای مربوط به عملکرد کارآمد نظام اقتصادی را بایکدیگر آشتی دهد.
۵) مکتب نهادی ازبرنامه اصلاحات اجتماعی به منظور توزیع عادلانه تر ثروت و درآمد حمایت می کند. این مکتب، با وجود عقاید کلاسیک ها دایر بر این که قیمت های بازار شاخص رفاه فردی و اجتماعی بوده و بازار بدون دخالت دولت می تواند تخصیص مؤثر منابع و توزیع بهینه درآمد را انجام دهد،توجه خود را به هزینه ها و منافع اجتماعی معطوف می دارد.به عبارت دیگر،این مکتب اقتصاد آزاد سرمایه داری را محکوم می کند و به نقش بسیار مهم دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم اعتقاد دارد.
۶) ازنقطه نظر روش شناسی،مکتب نهادی روش استقراء را بر قیاس ترجیح داده و براین عقیده است که برای درک بهتر عملکرد نظام اقتصادی باید مطالعات دقیق تری از طرز کارآن به عمل آورد.از این نظر، اقتصاددانان نهادی با اقتصاددانان تاریخی هم عقیده اند و معتقدندکه روش استدلال منطقی روشی است که از حقایق شخصی آغازمی شود و از حالات خاص به نتایج کلی می رسد. چنانچه این روش به درستی به کار رود از لحاظ تحقیق علمی حائز اهمیت بوده و به قانونمندی های علمی منجر می شود.امور  اقتصادی به زبان ساده

توهم داشتن اگاهی


بزرگترین درد
بشریت نادانی نیست.
بلکه توهم داشتن آگاهیست.
اگر ما میدانستیم  که
چقدر نمیدانیم،
دنیا بهشت میشد ...

👤 گاندی

 

ایمان

ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ  ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐه سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ شیر می‌شود؟

"ﺗﺮﺱ" ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به "پشت ﺳﺮ" ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ...

 ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود...
تا جایی که شیر میتواند به او برسد
یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯽشود

ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ نخواهد شد.

ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ...
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم
و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم
 و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ...
 ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم
ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ...


👤 آنتونی رابینز

شاخص های قدرت روانی

سیزده مشخصه افرادی که از نظر روانی قوی هستند :

1. معمولا وقتشان را با ابراز تاسف به حال خود تلف نمی کنند.
2. اختیار قدرت خود را از کف نمی دهند.
3. از انعطاف پذیر بودن خجالت نمی کشند.
4. انرژی خود را روی مسائلی که خارج از کنترلشان باشد هدر نمی دهند.
5. نیازی نمی بینند که همیشه موافق دیگران باشند.
6. از خطرات پیش بینی شده نمی ترسند.
7. به گذشته نمی چسبند.
8. معمولا یک اشتباه را بارها و بارها تکرار نمی کنند.
9. از موفقیت دیگران بیزار نیستند.
10. با دیدن اولین شکست دست از تلاش نمی کشند.
11. از تنها بودن نمی ترسند.
12. حس نمی کنند که دنیا به آنها بدهکار است.
13. به دنبال نتیجه گیری فوری نیستند.


👤 کاترین پاندر

اعتماد به نفس

مدير شرکتی روی نيمکتی در پارک نشسته بود و سرش را بين دستانش گرفته بود و به اين فکر می‌کرد که آيا می‌تواند شرکتش را از ورشکستگی نجات دهد يا نه.
بدهی شرکت خیلی زياد شده بود و راهی برای بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت.  طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضای پرداخت بر اساس قرارداهای بسته شده را داشتند. ناگهان پيرمردي کنار او روی نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خیلی ناراحتی.»

بعد از شنيدن حرف‌های مدير، پيرمرد گفت: «من می‌تونم کمکت کنم.» نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت:
«اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع می‌تونی پولی که بهت قرض دادم رو برگردونی.» بعد هم از آنجا دور شد. مدير شرکت در حال ورشکستگی، يک چک 500000 دلاری در دستش ديد که امضاء جان دی. راکفلر داشت، یکی از ثروتمندترين مردان روی زمين. با خود فکر کرد: «حالا میتونم تمام مشکلات مالی شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»

 اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جای امنی نگه دارد. همين که می‌دانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازه‌ای برای نجات شرکت پيدا کرد.  توانست از طلبکاران برای پرداخت‌های عقب‌افتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهی‌ها را تسويه کند و شرکت به سودآوری دوباره رسيد. دقيقاً يک سال بعد از اتفاقی که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روی همان نيمکت نشست.

 راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را برای او تعريف کند، پرستاری آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد:
«گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار می‌کند و به مردم می‌گويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم برای نجات شرکت را به او داده بود...

 

👤 آنتونی رابینز

 

معنی عشق وازدواج

 


ﺷﺎﮔﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﮔﻨﺪﻣﺰﺍﺭ ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺮﺧﻮﺷﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭ .
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻣﺰﺍﺭ ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﺧﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺑﭽﯿﻨﯽ.
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺑﻪ ﮔﻨﺪﻣﺰﺍﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻪ ﺁﻭﺭﺩﯼ؟
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻫﯿﭻ ! ﻫﺮ ﭼﻪ ﺟﻠﻮ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ، ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﭘﺸﺖ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﭘﺮﭘﺸﺖ ﺗﺮﯾﻦ ، ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﮔﻨﺪﻣﺰﺍﺭ ﺭﻓﺘﻢ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ.

ﺷﺎﮔﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭘﺲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ : ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭ . ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ
ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ!
ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﯾﺪﻡ ، ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻡ . ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺟﻠﻮ ﺑﺮﻭﻡ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﮕﺮﺩﻡ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎﺯ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ

داده ها

داده  در ایجاد تغییر موثر است .

بهترین داده ها ساده , شفاف وکوتاه هستند .

ترکیب داده ها مفاهیم جدید را می سازند .

 

ابراهام لینکن

در 30 سالگی کارش را از دست داد؛
در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد؛
در 34 سالگی مجددا ورشکست شد؛
در 35 سالگی، عشق دوران کودکیش را از دست داد،
در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد؛
در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد؛
در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد؛
به 55سالگی که رسید باز نتوانست سناتور ایالت شود؛ در 58سالگی مجددا سناتور نشد؛
در 60 سالگی به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزیده شد؛
او نظام برده داری را در آمریکا از بین برد.
نام او " آبراهام لینکلن " بود.

او هیچ گاه جا نزد، هرگز تسلیم نشد.
بازندگان آنهایی هستند که جا می زنند.


👤 باربارا دی انجلیس
📚 #تکه_کتاب

 

زمان


زمان دارایی ارزشمندی است که نمی توان از خرج شدنش جلوگیری کرد،

فقط می توان آن را با تبدیل به مهارت و تجربه، پس انداز کرد.

👤 مایا انجلو

 

برگشت خبر

اعضای قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: "آیا زمستان سختی در پیش است؟" رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده "برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید"

بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: "آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟"
پاسخ: "اینطور به نظر میاد"

پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: "شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟" پاسخ: "صد در صد"

رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: "آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟" پاسخ: "بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر"

رییس با تعجب می‌پرسه: «واقعا از کجا می دونید؟» پاسخ: "چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن"


👤 مایا انجلو
📚 #تکه_کتاب

مدیریت زمان

سه مسافر به رم رفتند. آنها با پاپ ملاقات کردند. پاپ از مسافر اول پرسید: «‌چند روز دراینجا می مانی؟‌»‌
مسافر گفت: ‌«سه ماه.»
پاپ گفت: «‌پس خیلی جاهای رم را می توانی ببینی؟‌»
مسافر دوم در پاسخ به سئوال پاپ گفت:‌ «من شش ماه می مانم.»
پاپ گفت:‌ «پس تو بیشتر از همسفرت می توانی رم را ببینی.»
مسافر سوم گفت: «من فقط دو هفته می مانم.»
پاپ به او گفت:‌ «‌تو از همه خوش شانس تری. زیرا می توانی همه چیز این شهر را ببینی.»
مسافرها تعجب کردند زیرا متوجه پاسخ و منطق پاپ نشدند.
تصور کنید اگر هزار سال عمر می کردید،‌ متوجه خیلی چیزها نمی شدید ‌زیرا خیلی چیزها را به تاخیر می انداختید. اما از آن جایی که زندگی خیلی کوتاه است، نمی توان چیزهای زیادی را به تاخیر انداخت. با این حال، ‌مردم این کار را می کنند. تصور کنید اگر کسی به شما می گفت فقط یک روز از عمرتان باقی است، چه می کردید؟ ‌آیا به موضوعات غیر ضروری فکر می کردید؟ نه، ‌همه آنها را فراموش می کردید. عشق می ورزیدید، مراقبه می کردید‌ زیرا فقط بیست و چهار ساعت وقت داشتید و موضوعات واقعی و ضروری را به تاخیر نمی انداختید.

👤 در کنار رود هستی
📚 #تکه_کتاب

 

موفقیت و اشتباه


به یاد داشته باشید که موفقیت معمولا نتیجه‌ی تصمیم درست است،

تصمیم درست نتیجه‌ی تجربه، و تجربه نتیجه‌ی تصمیم غلط.
از اشتباه نترسید...

👤 آنتونی رابپنز

علل ایجاد شکاف دانشی در بین کارکنان یک سازمان چیست ؟ نویسنده : مریم فیلسوفان

با توجه به نظرات دوستان جمع بندی نهایی توسط آقای دکتر محمد رضا زاهدی به شرح ذیل انجام پذیرفت:

تحقیقات نشان می دهد کارکنان دانشی در دو گروه استاندارد و رادیکال طبقه بندی می شوند. کارکنان دانشی استاندارد به انجام وظایف استاندارد در سازمان پرداخته و دانش را به شیوه استاندارد بکار می برند. کارکنان دانشی که وظایف خلاقانه را انجام داده و در استفاده از دانش بصورت رادیکال عمل می کنند.

1-    بررسی حاصل از تحقیقات نشان می دهد در مواردی که سابقه کار برخی از افراد در مقایسه با دیگر کارکنان یک حوزه بیشتر باشد احتمال دارد که با اتکا به دانش قدیمی خود کار را پیش ببرد و خیلی اعتنایی به تجارب سایر نداشته باشد و ممکن است نقصان در کار ایجاد شود.

2-    یکی از دلایل وجود شکاف بحث فرهنگ سازمانی و اعتماد برای تسهیم و استفاده از دانش باشه در واقع اگر افراد شناخت و رابطه خوبی از تجربیات مشترک و با هم در سازمان داشته باشند شکاف کمتری ایجاد میشود. همچنین نبود رویه های الزام آور برای تصمیم گیری و اجرای کارها بر  مبنای دانش هم باعث ایجاد نقصان های و دوباره کاری های زیادی در سازمان ها میشود.

3-    بررسی ها نشان می دهد عدم وجود ارتباط و صمیمیت مناسب در بین کارکنان نیز بکی از عوامل شکاف دانشی بشمار می آید.

4-    وقتی رقابت بین کارکنان باشد و روند رشد شغلی نا معلوم باشد هرکس دانش و تجربه خودش را در میز خودش حفظ می کند تا نکند از سایرین عقب بیفتد. همچنین نگه داشتن تجربه یک نوع قدرت آفرینی برای فرد به همراه دارد

5-    بررسی تحقیقات نشان می دهد، شکاف دانشی سازمان اغلب منبعث از شکاف دانشی کارکنان می باشد . از سوی دیگر تا زمانی که مساله شکاف دانشی کارکنان حل نشود این امر باعث خواهد شد نوعی فراموشی دانشی در بین کارکنان و سازمان ایجاد گردد.

6-    تا زمانی که انگیزه ای وجود نداشته باشد چه الزام آور ( تنبیهی) و یا تشویقی شرایط به همین منوال خواهد بود.

7-    قطعا با طراحی دوره های آموزشی و برگزاری جلسات تبادل اندیشه می توان از این شکاف ها کاست

8-    ساده ترین راه حل برای شکاف دانشی مصاحبه با چند متخصص درخصوص یک موضوع سپس طراحی پرسش نامه مطلوب   با  موجود می باشد.

9-    ترسیم نقشه مهارت و تخصص کارکنان از ابزار هایی است که می تواند شکاف دانشی را مشهود تر نشان دهد.

10-                        عدم توسعه حمایتی مدیر ارشد سازمان نیز یکی از عوامل شکاف دانشی کارکنان یک سازمان تلقی می شود.

11-                        وجود مشاغل مختلف با درجات و سطوح متفاوت سطوح دانشی متفاوتی را هم الزام آور می سازد به عنوان مثال فردی که در یک شغل خدماتی نظیر نظافت ساختمان کار می کند با کسی که در سطح مدیریتی یا پژوهشی کار می کند طبیعی است که از نظر دانشی با هم در یک سطح نیستند و اصلا نباید در یک سطح باشند و از طرفی معمولا افرادی که در یک شغل خاص هستند معمولا دانش یکسانی دارند چرا که شباهت ها باعث در یکجا قرار گرفتن آنها شده و نه تفاوتها و به شما شکاف، و از طرفی طبق تجربه طولانی ما در کار؛ مشاهده شده که بعضی از تفاوت های دانشی موجود بین کارکنان یک بخش خاص نیز عمدتا از میزان تلاشی که افراد برای ارتقا خودشان می نمایند، ناشی می شود

12-                        هر سازمان برای دستیابی به اهداف خود، از مجموعه دانشی استفاده می‌كند كه نزد تك‌تك افراد و در ذهن آنها انباشته شده است. در صورت عدم استفاده از این دانش‌ها، می‌توان شكست سازمان یا بالا بودن هزینه‌های ناشی از تكرار برخی فرایندهای تصمیم‌گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیم‌گیری‌ها را انتظار داشت

13-                        بررسی ها نشان می دهد با صرفا با داشتن طرح طبقه بندی مشاغل نمی توان شکاف دانشی کارکنان را کم نمود. ، با این وجود در برخی از سازمان ها بنا بر تخصص گرایی محض بوده و افراد در یک بعد حرفه ای می شوند، در صورتیکه در هر طبقه شغلی گروه کانونی خاص آن بطور دوره ای برگزار شود می تواند موفق بوده و شکاف دانشی را کم کند.

14-                        اساسا شكاف دانش بصورت طبیعی بین كاركنان وجود دارد و افراد در سازمان بر حسب سطح تخصص و دانش به چند گروه تقسیم می شوند: تازه كار، مبتدی پیشرفته، متخصصان كاردان و صاحب صلاحیت، استادان ماهر و خبرگان، رقابت پذیری سازمان و نیز مقوله برند فردی نیز تز جمله عواملی هست که شکاف دانشی را در بین کارکنان یک سازمان ایجاد می کند.

15-                        تعامل با خارج سازمان ازجمله بخش خصوصی،  شرکت در دوره های آموزش های تخصصی و بین المللی ،شرکت در سمینارها و همایش های تخصصی، انگیزش و علاقمندی ، تفویض اختیار به کار کنان، مشارکت بیشتر سرمایه انسانی در پروژه های متنوع از دلایل شکاف یک فرد یا گروه با سایر کارکنان میشود، البته که بهترین راهکار: تقسیم کار عادلانه مشارکت برابر و نظارت دقیق مدیر بر  عملکرد سرمایه انسانی می باشدالبته بتدریج افراد باید از سطوح پایین به سمت خبرگی حركت كنند که تا حد زیادی به میزان آمادگی و یادگیری خود افراد بستگی دارد بنابراین یكی دیگر از عوامل ایجاد شكاف می تواند به خود فرد، توانایی یادگیری و بعبارتی عوامل درونی برگردد. البته قطعا شرایط محیطی نیز تاثیر گذار خواهد بود

16-                        نتایج مطالعات لوریچ و پیرس هرگاه دو گروه باهم در نظر گرفته شوند، 20 درصد نوسان دانشی دارند همچنین انگیزه های فردی نسبت به موقعیت اجتماعی - اقتصادی افراد نقش بیشتری در شکاف دانشی دارند. همچنین تحقیقات نشان می دهد با بیشتر شدن شکاف دانشی کارکنان، سازمان مجبور به اتخاذ استراتژی دانشی تدافعی تری خواهد بود.

17-                        میزان بودجه و نیز زمان انجام یک فعالیت یا کار واگذار شده به دانشگر از جمله عوامل موثر در افزایش یا کاهش شکاف دانشی در بین کارکنان یک سازمان می باشد.

18-                        بین تمامی افرادی که حتی در یک بخش و در یک موضوع هم کار می کنند وجود تفاوت امری طبیعی است چرا که اصولا انسان ها یکسان خلق نشده اند و تلاش شان نیز برای یادگیری به یک اندازه نیست و از این رو ظرفیت های یادگیری متفاوتی را بوجود آورده و خوبخود موجب تفاوتهای دانشی در سازمان می گردد،  تفاوتهایی که تاحد زیادی پذیرفته شده هم هستند.

19-                        بررسی تحقیقات حاکی از آن است که فرهنگ در اولویت اول با ضریب 10، استراتژی رهبری و مدیریت  سازمان در اولویت دوم با ضریب حدود 7، ساختار سازمانی داری مشکلات عمده! در اولویت سوم  با ضریب 5 از جمله عوامل موثر بر شکاف دانشی کارکنان بشمار می آیند.

20-                        عدم وجود ارزیابی عملکرد کارکنان نیز یکی از عوامل شکاف دانشی محسوب می شود.

21-                        برای کاهش شکاف دانشی بین کارکنان باید موقعیت مطلوب و مورد نظرِسازمان را هم درنظر داشت, و اینکه مدیران چه حد از اختلاف دانشی رو طبیعی و یا حتی برای ایجاد جو رقابت ضروری می دانند

22-                        همچنین طراحی کارراهه شغلی افراد و پروفایل شایستگی می تواند به روشن شدن مسیر مورد نظر برای هر شاغل کمک کند, در این بستر هست که فرهنگ سازی, بها دادن به ترویج دانش و.... می تواند به کاهش شکاف دانشی را کمک نماید.

23-                        یک از راه حل های  سنتی برا ی دانستن شکاف دانشی  را می توان استفاده از یک شاگرد در بین خبرگان حوزه دانشی یا کارکنان یک مجموعه که یک کار واحد را انجام می دهند، دانستن این روش اختلاف دانشی کارکنان از منظر فرد سوم که همان شاگرد است، بدست خواهد آمد.

نظریه شکاف اگاهی knowledge gap

آنان مفهوم شكاف را چنين تعريف مي‌كنند:

« به همراه افزايش انتشار اطلاعات توسط رسانه‌هاي جمعي در يك نظام اجتماعي، بخش هايي از جمعيت كه پايگاه‌ اجتماعي اقتصادي بالاتري دارند سريع تر و بيشتر از بخش هايي كه پايگاه پايين دارند اطلاعات را كسب مي‌كنند و در نتيجه، شكاف آگاهي ميان اين دو بخش، به جاي كاهش، افزايش مي‌يابد ». اين مشكل منحصر به فرد نيست. چنين تفاوتهايي در مضمون داراها و ندارها هم وجود دارد. « تانبرگ » و ديگران ( 1982 ) اين موضوع را مشكل كمك هاي عمومي مي نامند. وقتي به همه افراد مقدار مشابهي از اطلاعات عرضه مي شود، آنها كه بهترين آگاهي اوليه ( و منابع ديگر ) را دارند، از همه بيشتر به دست مي‌آورند. از اين روي، ارتباط جمعي مثل خيلي از نهادهاي اجتماعي عمل مي كند، يعني نابرابري‌هاي موجود را تقويت مي‌كند يا افزايش مي دهد.

در اينجا سه متغير دخيل هستند: درجه دانش ( آگاهي درباره يك موضوع )، رويداد و ميزان منابعي كه فرد يا گروه در دست دارد، و زمان. كساني كه آمادگي بهتري دارند آگاهي را سريعتر از كساني كه منابع كمتر دارند، به دست مي‌آورند. با وجود اين، شكاف به طور نسبي افزايش پيدا مي كند، يعني حتي گروه كم امتياز ( محروم ) هم مقداري از اطلاعات را كسب مي كند.

چند متغير ديگر را مي‌توان به سه متغيير اصلي اضافه كرد. همچنين مي توان فرض كرد كه در يك زمان خاص، ميان كسب دانش و آموزش با موضوعاتي كه به شدت در رسانه ها تبليغ شده است، در قياس با موضوعاتي كه تبليغ در مورد آنها كمتر است همبستگي بالاتري وجود دارد. يكي از دلايل اين شكاف، الگوي استفاده از رسانه هاست. مثلاً افرادي كه آموزش و پايگاه اجتماعي بالاتري دارند، به رسانه هايي نظير رسانه هاي چاپي گرايش دارند، زيرا اين رسانه ها از لحاظ اطلاعات غني ترند.

پژوهش ها نشان مي‌دهد كه هنگام مطالعه شكافهاي آگاهي، به عنوان اثر ارتباطي، چندين متغير را بايد در نظر گرفت. متغيرهاي علمي آموزش يا پايگاه اجتماعي اقتصادي را بايد با متغيرهايي مثل درجه انگيزش و درجه علاقه، دسترسي به اطلاعات و درگيري و فعاليت سازماني، تكميل كرد. سودمندي واقعي دانش و آگاهي هم مي تواند تعيين كننده باشد. « نواك » ( 1977 ) نتيجه مي‌گيرد كه شكاف دانش و اطلاعات در مورد موضوعات روزمره ظاهراً كمتر است. « دونوهو » و همكاران تأكيد مي‌كنند كه وقتي در گزارش يك موضوع تضاد وجود دارد، شكافها كمتر مي‌شوند.

دلايل ممكن براي شكاف آگاهي

چرا بايد انتظار داشت فرضيه شكاف آگاهي درست باشد؟ تيكنور، دونوهو، و اولين ( 1970 ) پنج دليل ارائه مي كنند:

-توانايي‌هاي ارتباطي كساني كه پايگاه اجتماعي اقتصادي بالا دارند با توانايي افرادي كه پايگاه اجتماعي اقتصادي پاييني دارند متفاوت است. معمولاً سطح تحصيلات افراد متفاوت است و تحصيلات شخص را براي انجام كارهاي اساسي پردازش اطلاعات مثل خواندن، درك و به ياد آوردن آماده مي كند.

-ميزان اطلاعات ذخيره شده يا آگاهي واقعاً كسب شده متفاوت است. كساني كه پايگاه اجتماعي اقتصادي بالا دارند، ممكن است از قبل به واسطه تحصيل از موضوعي اطلاع داشته باشند يا ممكن است به واسطه مواجهه با رسانه‌ها، راجع به آن بيشتر بدانند.

-افراد داراي پايگاه اجتماعي اقتصادي بالاتر ممكن است تماس اجتماعي مناسب تري داشته‌ باشند، يعني ممكن است با افراد آگاه از مسائل عمومي و اخبار علمي رابطه داشته باشند و با آنها درباره اين موضوعات وارد بحث شوند.

-مكانيسم هاي استفاده انتخابي، دريافت و حفظ ممكن است در اين امر دخيل باشند. اشخاص داراي پايگاه اجتماعي اقتصادي پايين‌تر، ممكن است اطلاعات مربوط به مسائل عمومي يا اخبار علمي را سازگار با ارزشها يا نگرشهاي خود ندانند، يا ممكن است علاقه اي به اين نوع اطلاعات نداشته باشند.

-ماهيت نظام رسانه هاي جمعي خود چنين است كه براي اشخاص داراي پايگاه اجتماعي اقتصادي بالاتر سازگار شده‌است. بيشتر اخبار مسائل عمومي و علمي در رسانه هاي نوشتاري منتشر مي شود و رسانه هاي نوشتاري به جانب منافع و سليقه اشخاص داراي پايگاه بالاتر جهت‌گيري شده است.

چند محقق درباره « اثرات منفي » كه از شكاف مي كاهند يا از آنها جلوگيري مي‌كنند، سخن گفته‌اند. « دروين » دو نوع سقف را مشخص مي‌كند. در فرا‌گرد « اشباع » ، گروه پر منبع ، وقتي آنچه را كه از پيام مي‌خواسته است به دست آورد، كسب اطلاعات را متوقف مي كند. اين وضعيت به گروه هاي كم منبع اجازه مي‌دهد تا خود را به آنان برسانند. نوع ديگر « دخالت گري » است، يعني برنامه‌ريز ارتباطي راهبردهايي براي آگاهي‌دهي به وجود مي آورد كه انگيزش و توان گروه‌هاي كم منبع را افزايش مي‌دهد تا آنان خود را به اطلاعات موجود برسانند.

انتقاد مهم از نظريه شكاف آگاهي اين است كه : مردم به دنبال اطلاعاتي هستند كه به نظر آنها مهم است؛ شكافهاي آگاهي، آنگونه كه در پژوهش‌ها صرفاً ساخته مشاهده گران است. در پاسخ به اين انتقاد بايد گفت كه اين مسأله همچنان بر جاي خود باقي است كه برخي از افراد كه مشخصه آنها قلت منابع است، مقدار كمي از اطلاعاتي را كه به لحاظ اقتصادي، حرفه‌اي و ارزشمند است، به دست مي‌آورند.

سوی قدرت

  در دنیای امروز , قدرت به سوی بانک دارها می رود نه مفلس ها

ص 68 کتاب برامدن پول

 

 

سرباز المان شرقی

[Forwarded from Khayami]
317 خیابان دنیا به نام این سرباز
اقدام تامل برانگیز یک سرباز آلمانی موجب شد تا 317 خیابان از سراسر دنیا به نام او نامگذاری شود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، عکس زیر یک سرباز آلمانی را نشان میدهد که برای کودک جا مانده از خانواده اش سیم خاردار دیوار برلین را کنار زد.
این سرباز به دلیل خیانت به کشور اعدام شد.
 
317  خیابان دنیا به نام این سرباز
 
متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:
 گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند می‌سپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.
گفتنی است؛ عکاس این اثر کریستوف نیومن گفته که هنگام شکار این لحظه فقط دیده است که این سرباز جا ماند و کودک توانست فرار کند و تا این لحظه از سرنوشت این سرباز مطالب زیادی نیز نوشته شده است .و معروف است به :سرباز آلمان شرقی
مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد. منبع :شبکه خبر

 

تجزیه مهارت

هزارپایی بود که وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
 یک لاک پشت حسود...
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
 هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
 سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود .


👤 یوستین_گاردر - دنیای سوفی
📚 #تکه_کتاب     

ارزش خدمت به سگ

آورده اند که : پادشاهی دستور داد 10 تا سگ وحشی تربیت کنند تا هر وزیری را که از او اشتباهی سرزد جلوی آنها انداخته تا با درندگی تمام اورا بخورند!
در یکی از روزها یکی از وزراء رأی داد که موجب پسند پادشاه نبود دستور داد که او را به دست سگ ها سپارند!

وزیر گفت ده سال خدمت شما را کرده ام حالا اینطور با من معامله میکنی!
اما پادشاه کوتاه نیامد
وزیر گفت : خوب حال که چنین است 10 روز تا اجرای حکم به من مهلت دهید
پادشاه گفت : این هم ده روز

وزیر به نزد نگهبان سگ ها و گفت : میخواهم به مدت 10 روز خدمت این ها را من بکنم او پرسید از این کار چه فایده ای میکنی گفت به زودی میفهمی

نگهبان گفت : اشکالی ندارد و وزیر شروع کرد به فراهم کردن اسباب راحت برای سگ‌ها از دادن غذا و شستشوی آنها
ده روز گذشت و وقت اجرای حکم فرا رسید دستور دادند که وزیر را جلوی سگ‌ها بیندازند

مطابق دستور عمل شد و خود پادشاه هم نظاره گر صحنه هست ولی با چیز عجیبی روبرو شد دید همه سگ ها به پای وزیر افتادند وتکان نمیخورند!

پادشاه پرسید با این سگ ها چه کردی ؟
جواب داد 10 روز خدمت این ها را کردم فراموش نکردند ولی 10 سال خدمت شما را کردم همه اینها را فراموش کردی
پادشاه سر را پایین انداخت
و دستور به آزادی او داد .

👤 امثال و حکم
📚 #تکه_کتاب