اقتصاد نهادگرایی
2 - اقتصاد نهادگرایی (انگلیسی: Institutional economics) نوعی از تجزیهوتحلیل اقتصادی است که نقش نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در تعیین وقایع اقتصادی مورد تأکید قرار میدهد. این حرکت از اواخر قرن نوزده بهویژه در میان اقتصاددانان آمریکایی بروز نمود. ویکی پدیا
3- اقتصاد نهادگرایی جدید (NIE) دیدگاهی اقتصادی است که تلاش میکند اقتصاد را با تمرکز بر هنجارهای اجتماعی و قانونی و قوانینی (که نهادها هستند) که پیش زمینهٔ فعالیتهای اقتصادی است و نیز با تجزیه و تحلیلی فراتر از اقتصاد نهادگرایی پیشین و اقتصاد نئوکلاسیک توسعه دهد. این میتواند به عنوان گامی گسترش دهنده برای شامل کردن جنبههای از قلم افتاده در اقتصاد نئوکلاسیک دیده شود. همچنین جنبههای اقتصاد سیاسی کلاسیک را بازبررسی میکند.
4 - نهادها در واقع قواعد و قوانینی هستند که رفتارهای اقتصادی مردم را معین می کنند. یعنی رفتارهای اقتصادی جامعه در چارچوب نهادها معین می شود. بنابراین توسعه اقتصادی منوط به این خواهد بود که نهادهای موجود در کشور برای توسعه اقتصادی مناسب هستند، یاخیر؟! ویکی پدیا
آدام اسمیت می گوید: «اگر در جامعه نهادهای آزاد مشوق تولید وجود داشته باشد، ثروت تولید شده در جامعه بیشتر می شود و جامعه رشد می کند وثروت ملل افزایش می یابد». مبانی فکری نهاد گرایان
5 - ● مبانی فکری مکتب نهادی
مبانی فکری مکتب نهادی طبق اندیشه های اقتصاددانان پیرو این مکتب برشش اصل مهم و اساسی به شرح زیر متکی است:
۱) اقتصاد باید به عنوان یک سازمان با مجموعه کامل و واحد تشکیلات که تمامی اجزای آن با یکدیگر ارتباط دارد،مورد بررسی قرار گیرد.دراین مورد،مطالعه یک دوره کامل از یک سازمان را نمی توان تنها با بررسی اجزای آن به صورت قسمت های مجزا و جدا از یکدیگر قرار داد.به همین ترتیب، فعالیت های اقتصادی جامعه مجموع تصمیم های فردی برای بدست آوردن بیشترین منافع پولی نیست بلکه فراترازآن بوده وناشی ازفعالیت های جمعی می شود که بزرگتر از مجموع اجزاء جدا از یکدیگر است.
۲) مکتب نهادی نقش مؤسسه ها و نهادها را در زندگی اقتصادی مورد تأکید قرار می دهد. «نهاد» تنها یک مؤسسه برای انجام هدف خاصی نظیر تعلیم، هماهنگی، خدمات اقتصادی، اتحادیه ویا بانکی نیست، بلکه الگویی متشکل از رفتار جمعی یا گروهی است که به عنوان جزء و بخش اساسی یک فرهنگ پذیرفته می شود.
نهاد شامل رسوم،عادت اجتماعی، قوانین، روش های فکری وبه طورکلی روش زندگی است. نهادگراهامعتقدند که زندگی اقتصادی به وسیله نهادهای اقتصادی و نه به وسیله قوانین اقتصادی کلاسیک ها و نئوکلاسیک ها کنترل می شود.بنابراین،درتجزیه و تحلیل اقتصادی،رفتارگروهی است که روش زندگی را تحت تأثیرقرار می دهد و از این رو در مقایسه با فلسفه فردگرایی مطلق کلاسیک ها و نئوکلاسیک ها در نزد نهادگرایان رفتارهای جمعی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
۳) نظریه تکامل داروین درتجزیه وتحلیل اقتصادی بایدمورداستفاده قرارگیرد،زیرا جامعه و نهادهای آن دائماً در حال تغییر است. به جای وجود تعادل همواره حرکت تغییر وجود دارد. این مکتب با نظریه تعادل ایستای اقتصاددانان کلاسیک ونئوکلاسیک که به دنبال کشف حقایق ابدی وازلی اقتصاد بوده وهیچ گونه توجهی به تفاوت های زمانی و مکانی و تغییراتی که دائماً تحقق می یابند،معطوف نمی داشته اند،به مخالفت برمی خیزد.تکامل نهادهای اقتصادی باید زمینه اصلی تحولات اقتصادی را تشکیل دهد. این روش مستلزم دسترسی به اطلاعاتی در زمینه اقتصاد، تاریخ، انسان شناسی، علوم سیاسی، جامعه شناسی، فلسفه، روانشناسی و روانشناسی اجتماعی است.بنابراین مکتب نهادی نظریه کلاسیک ها ونئوکلاسیک ها را،مبنی بر وجود تعادل ساکن و عادی در جامعه اقتصادی،مردود دانسته وبه جای آن بر اصل سلسله علل یا تغییرات تراکمی که در جامعه اقتصادی،مردود دانسته وبه جای آن بر اصل سلسله علل یا تغییرات تراکمی که در جریان رسیدن به هدف های اجتماعی واقتصادی ممکن است منجر به نتایج مثبت یا منفی گردد، تکیه می کند.به عبارت دیگر،تعدیل کمتر و یا بیشتر از مقدار لازم برای رسیدن به تعادل در زندگی اقتصادی انحراف از تعادل به شمار نمی آید، بلکه این نوع انحراف خود عادی است.
۴) بیشترمکاتب اقتصادی درنظام سرمایه داری برپایه فرضیه های مورداستفاده در نظریه های خود وجود هماهنگی درمنافع افرادجامعه را استنتاج می کنند، درحالی که مکتب نهادی معتقد به وجود تضاد منافع است و انسان را موجودی اجتماعی و تعاونی می داند که برای حفظ منافع متقابل و مشترک خود با دیگران اقدام به تشکیلات گروهی می کند.با این وجود، میان منافع گروه های مختلف جامعه نظیر بنگاه های بزرگ در مقابل بنگاه های کوچک، مصرف کننده درمقابل تولیدکننده ،کشاورز در مقابل شهرنشین و کارفرما درمقابل کارگر تضادهایی به وجود می آید.در این صورت،دولت باید تضادهای مربوط به رفاه عمومی و تضادهای مربوط به عملکرد کارآمد نظام اقتصادی را بایکدیگر آشتی دهد.
۵) مکتب نهادی ازبرنامه اصلاحات اجتماعی به منظور توزیع عادلانه تر ثروت و درآمد حمایت می کند. این مکتب، با وجود عقاید کلاسیک ها دایر بر این که قیمت های بازار شاخص رفاه فردی و اجتماعی بوده و بازار بدون دخالت دولت می تواند تخصیص مؤثر منابع و توزیع بهینه درآمد را انجام دهد،توجه خود را به هزینه ها و منافع اجتماعی معطوف می دارد.به عبارت دیگر،این مکتب اقتصاد آزاد سرمایه داری را محکوم می کند و به نقش بسیار مهم دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم اعتقاد دارد.
۶) ازنقطه نظر روش شناسی،مکتب نهادی روش استقراء را بر قیاس ترجیح داده و براین عقیده است که برای درک بهتر عملکرد نظام اقتصادی باید مطالعات دقیق تری از طرز کارآن به عمل آورد.از این نظر، اقتصاددانان نهادی با اقتصاددانان تاریخی هم عقیده اند و معتقدندکه روش استدلال منطقی روشی است که از حقایق شخصی آغازمی شود و از حالات خاص به نتایج کلی می رسد. چنانچه این روش به درستی به کار رود از لحاظ تحقیق علمی حائز اهمیت بوده و به قانونمندی های علمی منجر می شود.امور اقتصادی به زبان ساده